حسن حسن زاده آملى
71
ده رساله فارسى (فارسى)
پاكيزه خواهد ستود . آرى يك محاسب فلكى ، وقوع كسوفى يا خسوفى يا هلالى را مثلا قبل از وقوع چنان بدقّت خبر مىدهد كه با عيان بگونهاى مطابقت دارد كه ديگران انگشت حيرت به دندان گيرند . غرض اينكه در مقام سهولت تعليم و إسناد حركات كواكب به مبادى حركات ، آنچنان افلاك مجسمه را تنظيم و ترتيب دادهاند كه با هيچ يك از قواعد حكمى و فلسفى منافات نداشته باشد ، مثلا خلاء لازم نيايد . بدينسبب اين مبادى حركات را يعنى افلاك مجسم را در حدّ احتياج هيأت مجسمه تصوير نمودهاند . بدينمعنى كه دانستن وضع و حركت خاصّ هر ستارهاى از سيارات ياد شده نسبت به زمين موجب اثبات فلكى مىشود ، بر اين اصل قويم فرمودهاند : إنّا لا نثبت فضلا فى الفلكيّات . و به همين نظر در هيأت مجسمه همه ثوابت را در يك فلك مجسّم فرض كردهاند كه در هيأت مجسمه بدان كفايت است . و براى عدم لزوم خلأ ، جرم كوكب را در فلك چون نگين در انگشترى نشاندهاند ؛ و افلاك را گرد يكديگر در آمده مانند تويهاى پياز چنانكه در ميان هيچ خالى نباشد - يعنى سطح مقعّر هر يك مماسّ سطح محدّب فلك ديگر كه در جوف اوست مىباشد - تعبير كردهاند چنان كه خواجه طوسى در زبده و ملّا على قوشچى در فارسى هيأت تعبير كردهاند و ديگرى گفته است « كوكب در فلك مغرق است به هيأت دانههاى تسبيح نقره كوب شده » و از اينگونه تعبيرات را ديگران نيز درباره افلاك متمّم يكديگر دارند كه به علّت خوف اطاله از تعرض بدانها إعراض نمودهايم . و اين گونه تشكيل هيأت مجسمه بهترين صورتى است كه در مقام سهولت تعليم و